مرتضى مطهرى
719
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
رقابتها را تبديل به همكارى كنند آيا استثمارگر اين قدر هوش و فهم ندارد كه وقتى همهشان براى يكديگر خطر هستند بيايند با هم همكارى كنند براى چاپيدن مردم ؟ قضيهء آن طبيبى است كه به شخصى گفت كه عسل و خربزه نخور با همديگر نمىسازند . او خورد و مريض شد . طبيب گفت : نگفتم اينها با همديگر نمىسازند ؟ گفت : اينها ساختهاند پدر من را دارند درمىآورند . حالا اينها عسل و خربزههايى مىشوند كه با همديگر مىسازند و اين كار را مىكنند . نقش آگاهيهاى مردم به نظر ما مىرسد كه اساساً الآن آن بن بستى كه اين فكر و اين فلسفه پيدا كرده و پيدا مىكند در همين نكته است . البته اين دليل نمىشود كه دنيا به طرف سوسياليسم پيش نرود ، ولى دنيا هر مقدار به طرف سوسياليسم پيش برود از اين راه پيش نمىرود كه تكامل سرمايه دارى مىرسد به حدى كه سرمايه دارى از درون خودش منفجر مىشود ؛ چنين چيزى نيست . به نظر ما نقش آگاهيهاى مردم از هرچيز ديگر بيشتر خواهد بود . آگاهيها و رشد فكرى مردم به هر نسبت كه پيدا بشود سوسياليسم را بيشتر تسريع مىكند ، البته نه همان سوسياليسمى كه الآن در شوروى و غير آن هست . الآن مسألهاى كه مطرح است - حتى براى بسيارى از ماركسيستها - يك نوع سوسياليسمى است كه نه سوسياليسم ماركسيسم است و نه سرمايه دارى كاپيتاليسم ؛ يعنى يك نوع آزادى مالكيت در يك حدود معينى در عين يك محدوديتهايى كه از طرف دولتها به وجود مىآيد ؛ يعنى اين آگاهيهاست كه الآن دارد دنيا را به سوى مكتب واسطه مىكشاند . حتى آنهايى هم كه الآن دارند به طرف [ نظام ] كمونيستى مىروند ، به سرمايه دارى نرسيده دارند كمونيست مىشوند . مگر ويتناميها مرحلهء سرمايه دارى را گذراندند ؟ ويتنام اصلًا به سرمايه دارى نرسيد . آنها يك مردم استعمارشدهاى بودند ؛ فشار سياسى استعمار اينها را عاصى كرد نه اينكه اول به اوج سرمايه دارى رسيدند و بعد در اوج سرمايه دارى جنگ طبقاتى ميان سرمايهدار و غير سرمايهدار شروع شد . اصلًا جنگ ملى بود . ويتنام يكپارچه جنگيد با استعمارگرى كه در آنجا قبلًا وجود داشت به نام فرانسه و استعمارگر ديگرى كه بعد وجود پيدا كرد به نام آمريكا و آن يك عده ويتنامى كه آنجا بودند نوكرهاى اينها بودند نه اينكه سرمايه دارهايى باشند . اين است كه اينجا هم نتوانسته بالاخره يك راه حلى پيدا كند كه چگونه در نهايت امر امپرياليسم از طريق جنگ طبقاتى از بين مىرود ؛ و الآن وضع دنياى سرمايه دارى به گونهاى است كه از اين طريق تحول پيدا نمىكند ، از طريق روشنفكرى تحول پيدا مىكند يعنى الآن باز نقشْ مال روشنفكرى است . امروز چيزى كه در مغز كارگر آمريكا وجود ندارد انقلاب است ، چيزى كه در